منوچهر اميرى

62

فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه‍ ) ( فارسى )

مىكند كه صورتى از بلبوس است ( بهمنيار 53 ) . باحتمال قريب به يقين حدس استاد بايد صائب باشد . در فرهنگ معين بصل زيزى يا يا بصل الزيز در ذيل لغت موسير چنين تعريف شده است : موسير Mow - Sir ( MU ) گياهى است از تيرهء سوسنىها شبيه سير كه ريشه‌اش فقط يك پياز درشت است . برگهايش باريك و دراز و گلهايش بنفش مايل به قرمزاند در حدود چهل گونه از اين گياه شناخته شده . پياز اين گياه خوراكى است و در ترشيها و اغذيه به كار برده مىشود . و برش از سير كمتر است در تداوى جهت از بين بردن انقباضات دردناك معده و روده تجويز مىشود ، بصل الزيز ( فرهنگ معين ) نيز ر ك : « بصل » و « اسقيل » . بطباط ( ر ك : عصى الراعى ) بطم ( Botm ) ( لا ) Pistachia Terebintus ( فر ) Terebinthe et Lentisque بطم كه او را حبة الخضرا گويند دو نوعست يكى بطم دكر جته الخضراء . الابنيه ( بهم 54 ، زل 45 ) بطم او درخت سبز است و عرب بطمه گويند و حبة الخضرا نيز گويند . . . و به - سريانى او را بطما گويند . . . و ابو معاذ گويد . . . علك البطم صمغ درخت خضرا را گويند ( ترجمهء صيدنه ، ب 26 ) . درخت حبه الخضراست ( اغراض 588 ) . درختى است كز بر كوه رويد و به تازى حبه الخضراش خوانند ( لغت فرس ، دهخدا ) . به پارسى و نيزه گويند ( ذخيره ، دهخدا ) ضرو ( داود انطاكى ، دهخدا ) . به فارسى و تركى درخت سقز نامند و آن عظيم مىشود و دير خزان مىكند و برگش و بارش با عطريت و تخمش سبز و شبيه به سماق و عدس و از آن بزرگ‌تر و با خوشه و مغزش سبز و پوست او ترش و به فارسى بن نامند . در جته الخضرا موصوف است و صمغ آن را به فارسى و تركى سقز نامند و در علك البطم مذكور است ( تحفه ، 49 ) . شجرة مشهورة البطم البرى هو الضر و هو شجره المصطكى ( شرح اسماء ، م 66 ) . بطم همان درختى است كه ميوهء خوردنيش حبه الخضرا نام دارد و صمغى از آن به دست مىآيد كه همان بطم يا سقز قدماست ( به فرانسه ( Terebenthine . ريشهء لغت بطم سامى است ( در آشورى بطنو به ضم اول و در عربى بطم به ضم اول و و كسر دوم ) . ضر و همان است كه مصطكى از آن به دست مىآيد ( مايرهوف ، م 66 ) . در فرهنگ معين ذيل لغت بنه چنين آمده است : بن يا بنه Bane درختى است از تيرهء سماقىها كه شبيه پستهء معمولى است و گونه‌هاى مختلفش در جنگلهاى خشك نواحى خراسان و كرمان و يزد و فارس و لرستان و كردستان و ديگر كوهستانهاى